اسناد بالادستی و دستورالعملها چیستند؟
اسناد بالادستی مجموعه مدارکی هستند که چارچوب، محدودیتها و جهتگیریهای الزامآور یا راهنما را برای برنامهریزی راهبردی سازمان تعیین میکنند. این اسناد را خود سازمان نمینویسد یا اگر مینویسد، در سطحی بالاتر از برنامه راهبردی تصویب میشوند. دستورالعملها در مقابل، اسنادی درونیاند که نحوه انجام کارها را تعیین میکنند و برنامه راهبردی معمولاً یا به آنها تکیه دارد یا باعث تغییرشان میشود.
بسته به نوع سازمان، این اسناد میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- اسناد حاکمیتی: اساسنامه، مصوبات مجمع عمومی و هیئتمدیره، و برای شرکتهای تابعه، سیاستها و ابلاغیههای شرکت مادر.
- اسناد ملی و بخشی: برای سازمانهای دولتی و عمومی، قوانین برنامه و اسناد راهبردی بخش مربوط؛ و برای همه سازمانها، مقررات نهادهای ناظر صنعت.
- اسناد نظامهای مدیریتی: خطمشیها، نظامنامهها و روشهای اجرایی که در چارچوب استانداردهایی مانند ISO 9001 تدوین شدهاند.
- دستورالعملهای درونی: آییننامههای مالی، معاملات، منابع انسانی و دستورالعملهای عملیاتی واحدها.
چرا مدیریت این اسناد بخشی از برنامهریزی راهبردی است؟
برنامه راهبردیای که بدون توجه به اسناد بالادستی نوشته شود، در مرحله تصویب یا اجرا به دیوار میخورد. اگر شرکت مادر سقف سرمایهگذاری تعیین کرده یا اساسنامه دامنه فعالیت را محدود میکند، راهبردی که از این مرزها عبور کند یا تصویب نمیشود یا اجرایش متوقف میشود. به همین دلیل اسناد بالادستی در کنار چشمانداز و مأموریت در نخستین مرحله مسیر مدیریت استراتژیک قرار میگیرند.
از سوی دیگر، برخی راهبردها برای اجرا نیازمند تغییر دستورالعملهای درونیاند. راهبرد «کوتاه کردن زمان پاسخ به مشتری» ممکن است بدون اصلاح آییننامه اختیارات و امضا عملاً اجراشدنی نباشد. اگر فهرست بهروزی از دستورالعملها وجود نداشته باشد، این گلوگاهها دیر کشف میشوند.
کارکرد سوم، حافظه سازمانی است. مدیران تغییر میکنند، اما مصوبهای که چند سال پیش گرفته شده همچنان معتبر است. کتابخانهای منظم و قابل جستجو، از دوبارهکاری و تصمیمهای متناقض جلوگیری میکند. در نظامهای مدیریت کیفیت نیز بند ۷.۵ استاندارد ISO 9001:2015 درباره کنترل اطلاعات مدون، همین نظم را میطلبد.
روش گامبهگام ساختن کتابخانه اسناد راهبردی
- فهرستبرداری: با دبیرخانه، امور حقوقی، دفتر هیئتمدیره و واحد سیستمها هماهنگ کنید و همه اسنادی را که بر تصمیمهای راهبردی اثر دارند گرد آورید. در این مرحله کامل بودن مهمتر از نظم است.
- طبقهبندی: اسناد را دستکم به دو دسته بالادستی و دستورالعمل تقسیم کنید و در هر دسته، مرجع صادرکننده را مشخص کنید.
- تعریف شناسنامه: برای هر سند فیلدهای ثابتی تعریف کنید؛ جدول زیر یک الگوی پیشنهادی است.
- اعتبارسنجی: نسخه معتبر هر سند را مشخص و نسخههای منسوخ را از دسترس روزمره خارج کنید. دو نسخه متفاوت از یک دستورالعمل، منبع اختلاف است.
- استخراج دلالتهای راهبردی: برای هر سند بالادستی بنویسید چه الزام یا محدودیتی برای برنامه راهبردی دارد و به کدام مرحله یا هدف مربوط است.
- تعیین مالک و دوره بازنگری: هر سند یک واحد مالک داشته باشد که مسئول بهروز نگه داشتن آن است.
| فیلد شناسنامه | کاربرد |
|---|---|
| کد سند | ارجاع یکتا در گزارشها و جلسات |
| عنوان | شناسایی سریع موضوع |
| نوع (بالادستی یا دستورالعمل) | تفکیک الزام بیرونی از رویه درونی |
| مرجع تصویب | تعیین سطح اعتبار و مرجع تغییر |
| تاریخ تصویب | تشخیص بهروز بودن و ترتیب اعتبار اسناد |
| واحد مالک | پاسخگویی برای بازنگری و پرسشها |
| فایل سند | دسترسی مستقیم به متن رسمی |
| دلالت راهبردی | اتصال سند به برنامه و اهداف |
تفاوت این کتابخانه با فهرست الزامات قانونی
کتابخانه اسناد با شناسایی و مدیریت الزامات قانونی همپوشانی دارد اما یکی نیست. کتابخانه اسناد به خود مدارک میپردازد: کجا هستند، کدام نسخه معتبر است و چه کسی مالک آن است. فهرست الزامات قانونی به تکلیفهای مشخصی میپردازد که از این اسناد و قوانین بیرون میآید و سازمان باید با آنها منطبق باشد. یک قانون ممکن است چندین الزام ایجاد کند و یک الزام ممکن است در چند دستورالعمل درونی پیاده شده باشد.
مثال فرضی: یک شرکت تابعه هلدینگ
یک شرکت فرضی تولید مواد شیمیایی را در نظر بگیرید که زیرمجموعه یک هلدینگ است. هنگام تدوین برنامه راهبردی، تیم برنامهریزی راهبرد «ورود به تولید محصول جدید با سرمایهگذاری در خط تولید تازه» را پیشنهاد داد. در جلسه تصویب معلوم شد ابلاغیهای از هلدینگ وجود دارد که سرمایهگذاریهای بالاتر از یک سقف مشخص را منوط به تأیید کمیته سرمایهگذاری هلدینگ میکند. این ابلاغیه در هیچ فهرستی ثبت نشده بود و فقط در بایگانی دفتر مدیرعامل وجود داشت.
پس از این تجربه، شرکت کتابخانهای از اسناد ساخت. هر سند کد گرفت و تاریخ تصویب، مرجع تصویب و فایل رسمی آن ثبت شد. برای ابلاغیه سرمایهگذاری، دلالت راهبردی چنین نوشته شد: «هر پروژه تحول با سرمایهگذاری بالاتر از سقف، پیش از تصویب نهایی باید از مسیر کمیته هلدینگ عبور کند». این دلالت در فرایند تعریف پروژههای تحول به یک گام کنترلی تبدیل شد.
در همین بازبینی معلوم شد آییننامه معاملات شرکت سقف اختیار مدیران میانی را بسیار پایین تعیین کرده و این موضوع پروژه چابکسازی تأمین را کند میکند. اصلاح آییننامه خودش به یکی از اقدامات برنامه تبدیل شد.
نتیجه دیگر این بازبینی، ورود کتابخانه به تقویم برنامهریزی بود. از آن پس، در آغاز هر دوره بازنگری برنامه، دفتر برنامهریزی فهرست اسنادی را که پس از آخرین بازنگری تصویب یا اصلاح شده بودند مرور میکرد و دلالتهای تازه را به کمیته راهبری گزارش میداد. یکی از همین مرورها نشان داد ابلاغیه جدید هلدینگ درباره گزارشدهی ریسک، قالب گزارش فصلی شرکت را تغییر میدهد و باید در مدیریت ریسک استراتژیک لحاظ شود.
اشتباهات رایج
- پوشههای پراکنده: نگهداری اسناد در رایانههای شخصی و ایمیلها باعث میشود هیچکس نداند نسخه معتبر کدام است.
- ثبت بدون تاریخ تصویب: بدون تاریخ نمیتوان فهمید کدام سند جدیدتر است و در تعارضها کدام را باید مبنا قرار داد.
- بایگانی بدون تحلیل: جمع کردن فایلها کافی نیست؛ دلالت راهبردی هر سند باید نوشته شود.
- دسترسی نامتناسب: برخی اسناد محرمانهاند و برخی باید در دسترس همه مدیران باشند؛ نبود سطحبندی دسترسی یکی از این دو را قربانی میکند.
- فراموش کردن دستورالعملها پس از تدوین برنامه: اگر برنامه راهبردی تغییری در رویهها لازم دارد، اصلاح دستورالعمل باید در فهرست اقدامات بیاید.
این کار در فانوس
فانوس یک کتابخانه اسناد بالادستی و دستورالعملها دارد که هر سند در آن با کد، تاریخ تصویب و فایل PDF قابل دانلود ثبت میشود. چون سامانه تحت وب و با تقویم شمسی کار میکند، همه کاربران مجاز به نسخه ثبتشده دسترسی دارند و با نقشها و سطح دسترسی میتوان مشخص کرد چه کسی چه بخشی را ببیند یا ویرایش کند.
این کتابخانه در کنار ارکان جهتساز و بخش الزامات قانونی قرار دارد تا تیم برنامهریزی همه ورودیهای مرحله نخست را در یک جا داشته باشد. سازمانهایی که به محرمانگی اسناد حساساند میتوانند سامانه را روی سرور خود نصب کنند. برای دیدن این بخش، درخواست نمایش آنلاین بدهید.