نقشه استراتژیک و کارت امتیازی متوازن (BSC): راهنمای کاربردی ترسیم راهبرد در یک صفحه

بسیاری از سازمان‌ها برنامه راهبردی دارند، اما کمتر کسی در سازمان می‌تواند آن را در چند جمله توضیح دهد. نقشه استراتژیک و کارت امتیازی متوازن راهبرد را در یک صفحه خلاصه می‌کنند و نشان می‌دهند هر هدف چگونه به هدف بعدی کمک می‌کند. در این راهنما چهار منظر، محورهای راهبردی و گام‌های ساخت نقشه را مرور می‌کنیم.

زمان مطالعه: ۶ دقیقهفانوس | سامانه مدیریت استراتژیک

کارت امتیازی متوازن از کجا آمد؟

کارت امتیازی متوازن (Balanced Scorecard یا BSC) را رابرت کاپلان و دیوید نورتون در سال ۱۹۹۲ در مقاله‌ای در هاروارد بیزینس ریویو معرفی کردند. ایده اصلی ساده بود: سنجه‌های مالی فقط نتیجه تصمیم‌های گذشته را نشان می‌دهند و برای هدایت سازمان به سمت آینده کافی نیستند. باید کنار آن‌ها سنجه‌هایی از مشتری، فرایندهای داخلی و توان یادگیری سازمان هم دید.

BSC در سال‌های بعد از یک سیستم سنجش عملکرد به یک چارچوب مدیریت راهبرد تبدیل شد. کاپلان و نورتون نقشه استراتژیک را به‌عنوان ابزار تصویری همین چارچوب گسترش دادند و کتاب «نقشه‌های استراتژی» را در سال ۲۰۰۴ منتشر کردند. امروز این دو مفهوم معمولاً با هم به کار می‌روند: نقشه، راهبرد را توضیح می‌دهد و کارت امتیازی، آن را اندازه می‌گیرد.

نقشه استراتژیک: راهبرد در یک صفحه

نقشه استراتژیک نموداری است که اهداف راهبردی سازمان را در چهار منظر می‌چیند و با پیکان‌هایی نشان می‌دهد کدام هدف به تحقق کدام هدف دیگر کمک می‌کند. ارزش آن در این است که یک مدیر میانی یا کارشناس تازه‌وارد، با یک نگاه بفهمد سازمان می‌خواهد از چه راهی موفق شود.

تفاوت نقشه با یک فهرست هدف همین پیکان‌هاست. فهرست می‌گوید «این ده هدف را داریم»؛ نقشه می‌گوید «اگر کارکنان توانمندتر شوند، فرایند خدمت سریع‌تر می‌شود، مشتری وفادارتر می‌ماند و درآمد پایدارتر می‌شود». طراحی و آزمون این پیوندها موضوعی مفصل است که در مقاله روابط علت و معلولی در نقشه استراتژیک جداگانه به آن پرداخته‌ایم.

چهار منظر و محورهای راهبردی

چهار منظر و پرسش هر کدام

منظرپرسش اصلینمونه هدف
مالیبرای موفقیت از نگاه مالکان و تأمین‌کنندگان منابع، چه نتیجه‌ای باید بگیریم؟رشد درآمد پایدار، بهبود بهره‌وری هزینه
مشتریبرای رسیدن به آن نتیجه، مشتریان هدف باید ما را چگونه ببینند؟وفاداری مشتریان کلیدی، ارزش پیشنهادی متمایز
فرایندهای داخلیدر کدام فرایندها باید عالی باشیم تا آن ارزش را خلق کنیم؟سرعت تحویل، نوآوری در محصول، کیفیت خدمت
یادگیری و رشدچه توانمندی‌هایی در افراد، سامانه‌ها و فرهنگ لازم است؟شایستگی کارکنان کلیدی، یکپارچگی داده، فرهنگ پاسخ‌گویی

در سازمان‌های دولتی و غیرانتفاعی، معمولاً مأموریت یا ذی‌نفع اصلی در بالای نقشه قرار می‌گیرد و منظر مالی نقش «منابع» را بازی می‌کند. چارچوب انعطاف‌پذیر است، اما منطق از پایین به بالا باید حفظ شود.

محورهای راهبردی: ستون‌های عمودی نقشه

یک نقشه خوب علاوه بر چهار ردیف افقی، چند ستون عمودی هم دارد که به آن‌ها محور راهبردی یا تم راهبردی می‌گویند. هر محور، مجموعه‌ای از اهداف در منظرهای مختلف است که یک داستان واحد را روایت می‌کنند؛ مثلاً «تعالی عملیاتی» یا «رشد در بازار جدید».

محورها دو فایده عملی دارند. اول، مسئولیت را روشن می‌کنند، چون هر محور می‌تواند یک مالک ارشد داشته باشد. دوم، تعادل راهبرد را نشان می‌دهند؛ اگر همه اهداف زیر یک محور جمع شده باشند، سازمان احتمالاً فقط به کوتاه‌مدت فکر کرده است.

گام‌های ساخت نقشه استراتژیک

  1. شروع از ارکان جهت‌ساز: چشم‌انداز و مأموریت مقصد را تعیین می‌کنند؛ نقشه مسیر رسیدن به آن است.
  2. گردآوری راهبردهای منتخب: راهبردهای اولویت‌دار ماتریس TOWS مواد خام اهداف نقشه‌اند.
  3. تعیین محورهای راهبردی: دو تا چهار محور که راهبردها را دسته‌بندی کنند.
  4. نوشتن اهداف در هر منظر: از بالا به پایین؛ ابتدا اهداف مالی، سپس مشتری، فرایند و یادگیری. هر هدف یک عبارت کوتاه با فعل یا اسم مصدر باشد.
  5. رسم پیوندها: فقط پیوندهایی که یک سازوکار روشن پشت آن‌هاست.
  6. کدگذاری و مالک‌گذاری: هر هدف کدی مانند F1 یا C2 و یک مالک بگیرد.
  7. ساخت کارت امتیازی: برای هر هدف یک تا سه شاخص، مقدار هدف و پروژه‌های پشتیبان تعریف شود.

تعداد کل اهداف را محدود نگه دارید. نقشه‌ای که چهل هدف دارد، دیگر ابزار تمرکز نیست و روی یک صفحه هم خوانا نمی‌شود.

مثال فرضی: یک گروه هتل‌داری میان‌رده

یک گروه هتل‌داری فرضی با چند هتل در شهرهای زیارتی و تجاری را در نظر بگیرید. پس از تحلیل، دو محور راهبردی انتخاب شده است: «تعالی تجربه اقامت» و «رشد بازار سفرهای سازمانی».

  • مالی: F1 افزایش درآمد به ازای هر اتاق؛ F2 کاهش بهای تمام‌شده خدمات.
  • مشتری: C1 وفاداری مهمانان سازمانی؛ C2 بهبود تجربه اقامت خانواده‌ها.
  • فرایندهای داخلی: P1 پذیرش و تحویل اتاق بدون معطلی؛ P2 طراحی بسته‌های اقامت سازمانی؛ P3 نگهداری پیشگیرانه تأسیسات.
  • یادگیری و رشد: L1 توانمندسازی کارکنان پذیرش و خانه‌داری؛ L2 یکپارچه‌سازی سامانه رزرو با پرونده مشتری.

در محور اول، L1 به P1 و P3 کمک می‌کند، این دو تجربه اقامت (C2) را بهتر می‌کنند و C2 در نهایت به F1 می‌رسد. در محور دوم، L2 امکان طراحی بسته‌های سازمانی (P2) را فراهم می‌کند و P2 به وفاداری مهمانان سازمانی (C1) می‌انجامد. P3 هم‌زمان با کاهش خرابی‌های پرهزینه به F2 کمک می‌کند. کل راهبرد گروه در نه هدف و یک صفحه خلاصه شده است.

کارت امتیازی این نقشه برای هر هدف یک تا سه شاخص دارد. مثلاً برای C1 شاخص «نسبت شب‌اقامت‌های سازمانی تکراری به کل شب‌اقامت‌های سازمانی» و برای P1 شاخص «میانگین زمان انتظار در پذیرش» تعریف شده است. کنار هر شاخص، مقدار هدف سالانه و پروژه پشتیبان، مثلاً «راه‌اندازی پذیرش پیش از ورود»، ثبت می‌شود. به این ترتیب هر کارت روی نقشه سه پرسش را پاسخ می‌دهد: چه می‌خواهیم، چگونه می‌سنجیم و برای رسیدن به آن چه می‌کنیم.

اشتباهات رایج

  • نقشه به‌جای فهرست وظایف: اهدافی مثل «برگزاری دوره آموزشی» فعالیت‌اند، نه هدف. جای آن‌ها در پروژه‌هاست.
  • یک‌سان بودن نقشه همه سازمان‌ها: اگر نقشه شما را بتوان بدون تغییر برای رقیبتان هم استفاده کرد، راهبردی در آن نیست.
  • پیکان‌های تزئینی: وصل کردن همه چیز به همه چیز، نقشه را بی‌معنا می‌کند.
  • کارت امتیازی بدون نقشه: مجموعه‌ای از شاخص‌ها بدون منطق راهبردی، فقط یک داشبورد است، نه BSC.
  • نقشه بدون پایش: نقشه‌ای که در جلسات بازنگری دیده نشود، پس از چند ماه با واقعیت سازمان فاصله می‌گیرد.

جایگاه نقشه در مسیر مدیریت استراتژیک

نقشه استراتژیک مرحله پنجم از مسیر هفت‌مرحله‌ای مدیریت استراتژیک است؛ جایی که تحلیل‌ها به اهداف تبدیل می‌شوند. پس از آن، برای هر هدف شاخص‌های کلیدی عملکرد تعریف می‌شود و اجرا با پروژه‌ها و استراتژی‌های وظیفه‌ای ادامه پیدا می‌کند.

یک نکته اجرایی مهم: نقشه سطح شرکت را نباید عیناً برای همه واحدها کپی کرد. هر واحد باید ببیند به کدام اهداف نقشه کمک می‌کند و سهم خود را در قالب استراتژی‌های وظیفه‌ای و شاخص‌های عملیاتی تعریف کند. این همسوسازی است که نقشه را از یک پوستر روی دیوار به ابزار مدیریت روزمره تبدیل می‌کند.

این کار در فانوس

در فانوس، نقشه استراتژیک برای هر کسب‌وکار جداگانه و در چهار منظر BSC همراه با محورهای راهبردی ساخته می‌شود. هر هدف کارتی با کد و درصد تحقق دارد و رنگ آن به‌طور خودکار از میانگین وزن‌دار تحقق شاخص‌ها تعیین می‌شود: ۹۰ درصد و بالاتر سبز، ۸۰ تا ۸۹ زرد و زیر ۸۰ قرمز. شاخص‌ها، راهبرد TOWS مرتبط و تعداد پروژه‌ها روی کارت دیده می‌شوند، با کلیک روی هر هدف زنجیره علّی آن روشن می‌شود و از نقشه خروجی PDF و اکسل گرفته می‌شود.

برای دیدن یک نقشه نمونه، درخواست نمایش آنلاین ثبت کنید.

پرسش‌های رایج

فرق نقشه استراتژیک و کارت امتیازی متوازن چیست؟

نقشه استراتژیک اهداف را در چهار منظر و با پیوندهای علّی نشان می‌دهد و توضیح می‌دهد سازمان چگونه می‌خواهد موفق شود. کارت امتیازی برای همان اهداف شاخص، مقدار هدف و پروژه تعریف می‌کند. اولی راهبرد را توصیف می‌کند و دومی آن را اندازه می‌گیرد.

نقشه استراتژیک چند هدف باید داشته باشد؟

عدد قطعی وجود ندارد، اما نقشه باید روی یک صفحه خوانا بماند و تمرکز ایجاد کند. بیشتر تیم‌ها با محدود نگه داشتن اهداف و انتقال فعالیت‌ها به سطح پروژه، به نقشه‌ای قابل‌فهم می‌رسند.

آیا نقشه استراتژیک برای سازمان‌های دولتی هم کاربرد دارد؟

بله. در این سازمان‌ها معمولاً مأموریت یا ذی‌نفع اصلی در بالای نقشه قرار می‌گیرد و منظر مالی نقش تأمین و بهره‌وری منابع را دارد. منطق پیوند اهداف از توانمندی تا نتیجه همچنان برقرار است.

نقشه استراتژیک هر چند وقت باید بازنگری شود؟

وضعیت اهداف بهتر است در جلسات دوره‌ای پایش شود و ساختار نقشه معمولاً در بازنگری سالانه یا پس از تغییر مهم محیطی بازبینی می‌شود. اگر شاخص‌ها نشان دهند پیوندی کار نمی‌کند، همان پیوند باید زودتر بررسی شود.

مقاله‌های مرتبط

فانوس را در عمل ببینید

همه مراحل مدیریت استراتژیک، به هم پیوسته و قابل پایش، در یک سامانه فارسی.

درخواست نمایش آنلاین